روز نوشت های دانشجویی

ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم✌️

خلاصه عملکرد

  • Agnes :)
  • سه شنبه ۱۰ مهر ۹۷
  • ۰۴:۴۸

لوکیشن:تو اتاقم 

ساعت 4صبح

بعد از یک ماه اینستاگرام رو از حالت غیر فعال در آوردم و رفتم ببینم ک هم اتاقی هام در چ حد اینستا فعال هستن و بشناسمشون

بعد کلی اینستاگردی ک حجم نت را ب فنا داد اندکی از دوستان را شناختم 

تو اردوی یونی شرکت نکردم بخاطر مخالفت مامان 

ی موردی هست اینکه من از محدود شدن ب شدت تنفر دارم ولی از وقتی ک دانشجو شدم حالا انگار چن ساله هی دارم محدود تر میشم 

حتی مانتو هایی ک خریدمم ب انتخاب خودم نبود الان ک فک میکنم دوست دارم گریه کنم

همش تذکرات میشنوم بابت حجاب و نمازم 😑

بدم میاد از محدودیت 😑

وقتی تو دانشگاه هستم اصلا دوست ندارم کسی بپرسه کجایی هستی و چه رشته ای میخونی

ایضا با هرکی روبه رو میشم تو دانشگاه همین سوال ازم میپرسه

بعد ی فکری ک زده ب سرم اینکه دوست دارم نماینده شم 

ب نظرتون تصمیم خوبی هست اول ترمی؟!


  • نمایش : ۷۰
  • مسیو ..
    خواهرم حجابت کوووووو.....خخخخ:)))

    نماینده خوبه همه میشناسنت ولی خیلی باید فعال باشی .....ولی من خودم نماینده رو تقریبا انتخاب کردم بصورت دیکتاتوری :))یک از دوستام رو گذاشتم با اینکه خانما تعدادشون دوبرابره...
    رفته سر کوچه:)
    آدم خیلی مسئولیت پذیر و فعالی هستم 
    میدونی مسیو دلم واس فعال بودن درست و حسابی تنگ شده
    از اونایی که وقت سر خاروندن هم نداشته باشی:/
    کسی با دیکتاتوریت مخالفت نکرد؟
    احوال نویس
    نماینده چی هست؟ منظورم چیکار میکنه؟
    خبر ندارم :(
    نماینده مسئولیت هماهنگ کردن استاد با بچه ها ..حتی هماهنگ کردن کلاس با ترم بالاییا ی جوری مسئولیت کل کلاس باهاشه 
    اصولا هرکی داوطلب بشه انتخاب میشه:)
    فتل فتلیان

    ترم اول این سوال عادیه هرجا بری همینه

    دانشگاه دیگه دوره استقلاله کم کم مستقل تر میشی 

    نماینده رو نمیدونم ولی من برا خودم دوست ندارم 

    سوال حال بهم زن :/
    نمایندگی خیلی تو دهنمه:/