ی اشتباه

  • Agnes :)
  • پنجشنبه ۸ فروردين ۹۸
  • ۱۹:۱۷

از تبعات یک رابطه ی غلط 

و تجربه ی خیانت اینکه 

بعد گذشت یک سال و چند ماه خواب میبینی که با همون ادم  اون تجربه ی تلخ تکرار میشه برات

وقتی ک از خواب میپری میبینی انقد پاهات محکم نگه داشتی ک ماهیچه های پات گرفته و چند روز بعد هم حتی همون گرفتگی هست 

بعضی وقت ها هرچند ناخواسته ولی کابوس های زندگی رو تجربه میکنیم 

چیزایی که یک روز برات کابوس بودن

الان عادی داری باهاش زندگی میکنی:) 

اخرین نفس های 97

  • Agnes :)
  • سه شنبه ۲۸ اسفند ۹۷
  • ۱۵:۲۰

حال و هوای این روزام با همین روزای سال قبل مقایسه میکنم 

چن روزه
چن هفته است 
هرچقدم خداروشکر می کنم بازم کمه 
لحظه ب لحظه ک یادم می اید میگم خدایا شکرت که تموم شدن 
روزای پر از دلهره 
پر از اشفتگی 
پر از استرس 
و پر از غم روزای 96
اگه بخوام کمی بیشتر یاد اوریشون کنم چشمام پر میشه ...مثل همین چند روز پیش که داشتم عکسای 96 نگا میکردم ب خودم اومدم دیدم گونه هام خیس :(

از همه ی سختی های اون روزا بگذرم ..از اون همه غمی که روی دلم سنگینی میکرد و بعضی روزا از شدت غمی ک داشتم احساس میکردم قلبم درد میکنه 
 
و انگار ی چیز سنگینی گداشتن روی قفسه سینه ام نمیتونم بگذرم 

و اما امروز و ک بابت تک تک ثانیه هایی که دارم خداروشکر میکنم هیچ وقت فکر نمیکردم که با این رشته به این حجم ارامش برسم 

مگه ادم از ی زندگی چی میخواد ب جز ی دل اروم ؟

خدایا بابت این ارامشی که الان دارم شکرت 

مرسی که هوای دلم داری 


ولنتاین

  • Agnes :)
  • پنجشنبه ۲۵ بهمن ۹۷
  • ۰۱:۰۳

همونی ک وقتی بهش فک میکنیم ی لبخند روی لبتون میاره 

همون ادم 

همون آرامشی ک درگیرشی 

همون لبخند رضایت

واژه ای مقدس به نام عشق 

چ اون آدم مادر باشه 

چ اون آدم ی رفیق خوب باشه 

چ معشوقه ی روزای عاشقی 

ولنتاین تون مبارک

پاس شدنم مبارک

  • Agnes :)
  • پنجشنبه ۱۱ بهمن ۹۷
  • ۱۶:۰۱

وقتی از یک کلاسمون که 28 نفر بود

و 8 تا ترم بالایی ک افتاده بودن داشتیم 
و از این کلاسمون هم دوباره 6 نفر افتادن 
و پیش نیاز 7 واحد بود 
و طول ترمم هیچ غلطی براش نکرده بودم 
ولی من با 12/5 پاس شدم
باید ب خودم تبریک بگم دیگه نه؟ 

خدا؟؟ توام؟

  • Agnes :)
  • دوشنبه ۸ بهمن ۹۷
  • ۲۰:۲۱

با نامه ی تغییر خوابگاهم موافقت شد 

و کلا ساختمون خوابگاه تغییر میکنه و میرم ی خوابگاه بهتره 

خیلی احتمالش کم بود این خوابگاه بهم بدن ولی خوب ی بارم شانس در خونمون زد 

ولی. .. 

با عشق جدید میم هم خوابگاهی میشم😐

خدا؟ 

توام؟

من ب اندازه کافی اینو تو دانشکده میبینم اذیت میشم 

حالا دقیق باید بی افتم خوابگاه اون؟

نمیدونم واقعا حکمتت چیه؟ این که میخوای قوی تر شم ؟ بخدا ب اندازه کافی قوی شدم

این ک میخوای دق کنم همش؟

یا شایدم میخوای ی جور دیگ ورق برگرده و بی لیاقتی میم رسما برام ثابت شه

خدا تو ک میدونی چقد برام سخت گذشته 

لطفا تو دوسم داشته باش 

و هوام داشته باش

گاه گاهی اندکی مینویسم ...