روز نوشت های دانشجویی

ماییم که بی هیچ سرانجام خوشیم✌️

یک روز قبل همایش

  • Agnes :)
  • شنبه ۷ مهر ۹۷
  • ۰۰:۵۵

فردا همایش مون هست ک ورودی های جدید میان 

لباسام اتو کردم همه چیز عالی خوب آماده شده 

دیروز اومدم شهر دانشجویی امروز عصر وسایلام بردم خوابگاه و تخت بالا نصیبم شد

من زانو مشکل داره و مشکوک ب ارتوروز زانو هستم واسم مشکله تخته بالا ولی تخت پایین تموم شده بوده

وقتی رفتم خوابگاه ی نفر فقط بود بقیه وسایل گذلشته بودن و رفته بودن 

اومدم بیرون .رفتیم دور زدیم 

شهر خلوت خلوت بوی پاییز کاملا حس میشد تو شهر تاحالا انقد عمیق حس نکرده بودم پاییز رو 

بعدم رفتم خونه ی خاله و فردا از این جا عازم سالن همایش هستم 

و ضد حالش ریختن اب جوش روی مچ سمت راست بود ک تاول زد و شد خاطره ی جشن ورودی مون

خیلی خسته دارم مینویسم دوست داشتم با آین ذوق و شوقی ک دارم ثبت شه 

بعد اون همه پشت کنکوری بودن 

هنوزم ی نمه ذوق وشوقش هست

  • نمایش : ۵۷
  • Red man ®®
    ایشالا بهت خوش بگذره:)
    بچها رو راضی کن یه تخت پایین بگیر :/ اذیت میشی اینجور
    بچه ها ک باید ی پست مفصل توضیح بدم در موردشون:/
    مسیو ..
    برای اسمش بود جلسه توجیهی:|||نامردا ....
    خوش بگذره...
    برای ماهم تو گروه میزارن کسی قراره دوباره کنکور بده و از دست حرفا:||تقریبا برای ماهم همه پشت کنکورین:)
    موفق باشید
    نه ب ما قراره ناهار بدن کیک و ساندیسم دادن 😂😂😂😂
    دیگ تو کنکور تجربی عادی شده این همه پشت کنکور موندن 
    مایکی از همکلاسیامون سال اولش بهش میگم سوگلی😎
    هم چنین شما 
    احوال نویس
    ان شالله حسابی بهت خوش بگذره و موفق بشی :)
    ممنونم 
    همچنین شما❤️